ancientnesses

[ایالات متحده]/ˈeɪnʃəntnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈeɪnʃəntnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت قدمت؛ کهن بودن؛ باستانی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

ancientnesses of time

فراتر از کهن‌سرایان

study ancientnesses

در میان کهن‌سرایان

ancientnesses revealed

به درون کهن‌سرایان

ancientnesses exist

درون کهن‌سرایان

ancientnesses found

در میان کهن‌سرایان

ancientnesses remain

زیر کهن‌سرایان

ancientnesses fade

فراتر از تمام کهن‌سرایان

ancientnesses persist

از طریق هر کهنسری

ancientnesses linger

در سراسر کهن‌سرایان

ancientnesses endure

در طول کهن‌سرایان

جملات نمونه

the archaeologists uncovered artifacts revealing multiple ancientnesses of the civilization.

باستان‌شناسان مصنوعاتی را کشف کردند که نشان‌دهنده چندین قدمت باستانی از تمدن بود.

the temple walls displayed layers of profound ancientnesses that fascinated visitors.

دیوارهای معبد لایه‌هایی از قدمت‌های عمیق را نشان می‌دادند که بازدیدکنندگان را مجذوب خود می‌کرد.

scholars debated the different ancientnesses documented in the ancient manuscripts.

محققان درباره قدمت‌های مختلفی که در نسخه‌های خطی باستانی مستند شده بودند بحث کردند.

the museum showcased items representing immense ancientnesses spanning thousands of years.

موزه اقلامی را به نمایش گذاشت که نشان‌دهنده قدمت‌های عظیم بودند که هزاران سال را در بر می‌گرفتند.

geologists studied the rock formations to understand the vast ancientnesses of earth.

زمین‌شناسان ساختارهای سنگی را مطالعه کردند تا قدمت‌های وسیع زمین را درک کنند.

the historian explored forgotten ancientnesses buried beneath the modern city.

تاریخ‌نگار قدمت‌های فراموش‌شده‌ای را که زیر شهر مدرن مدفون شده بودند، کاوش کرد.

each layer of the archaeological site revealed new ancientnesses to researchers.

هر لایه از محل حفاری باستان‌شناسی، قدمت‌های جدیدی را برای محققان آشکار کرد.

the documentary explored the mysterious ancientnesses of lost civilizations.

مستند به کاوش در قدمت‌های اسرارآمیز تمدن‌های گمشده می‌پرداخت.

students learned about the various ancientnesses that shaped human history.

دانشجویان در مورد قدمت‌های مختلفی که شکل‌دهنده تاریخ بشر بودند، یاد گرفتند.

the ancient ruins spoke of primordial ancientnesses beyond human comprehension.

آثار باستانی از قدمت‌های نخستین فراتر از درک انسان صحبت می‌کردند.

the professor's lecture focused on the deep ancientnesses of egyptian culture.

سخنرانی استاد بر روی قدمت‌های عمیق فرهنگ مصری متمرکز بود.

cultural anthropologists compared the ancientnesses of different indigenous tribes.

جامعه‌شناسان فرهنگی قدمت‌های قبایل بومی مختلف را مقایسه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید