newness

[ایالات متحده]/'nju:nis/
[بریتانیا]/ˈnjunɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تازگی؛ نوآوری

جملات نمونه

He’s still excited because of the newness of the position.

او هنوز هیجان‌زده است به دلیل تازگی موقعیت.

embracing the newness of a fresh start

در آغوش کشیدن تازگی یک شروع جدید

the newness of a budding friendship

تازگی یک دوستی نوپا

exploring the newness of a different culture

کاوش در تازگی یک فرهنگ متفاوت

the newness of a recently discovered hobby

تازگی یک سرگرمی به تازگی کشف شده

immersing oneself in the newness of a foreign language

غوطه‌ور شدن در تازگی یک زبان خارجی

the newness of a breakthrough invention

تازگی یک اختراع پیشگامانه

adjusting to the newness of a job

سازگاری با تازگی یک شغل

the newness of a blossoming romance

تازگی یک عشق در حال شکوفایی

welcoming the newness of a change in routine

خوش آمدن به تازگی یک تغییر در برنامه روزانه

the newness of a novel experience

تازگی یک تجربه جدید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید