angiopathy

[ایالات متحده]/ˈæn.dʒi.ɒp.ə.θiː/
[بریتانیا]/ˌænj.ɪ.ˈɑːp.ə.θi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیماری یا اختلال در عروق خونی یا عروق لنفاوی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

angiopathy screening

غربالگری آنژیوپاتی

diabetic angiopathy symptoms

علائم آنژیوپاتی دیابتی

peripheral angiopathy treatment

درمان آنژیوپاتی محیطی

angiopathy and diabetes

آنژیوپاتی و دیابت

cerebral angiopathy diagnosis

تشخیص آنژیوپاتی مغزی

angiopathy complications

عوارض آنژیوپاتی

retinopathy and angiopathy

رتینوپاتی و آنژیوپاتی

idiopathic angiopathy causes

علت آنژیوپاتی ایدیوپاتیک

angiopathy and hypertension

آنژیوپاتی و فشار خون بالا

جملات نمونه

the patient presented with symptoms of peripheral angiopathy.

بیمار با علائم آنژیوپاتی محیطی مراجعه کرد.

diabetes can lead to diabetic angiopathy.

دیابت می تواند منجر به آنژیوپاتی دیابتی شود.

the angiopathy was diagnosed through a series of tests.

آنژیوپاتی از طریق یک سری آزمایشات تشخیص داده شد.

treatment for angiopathy often involves lifestyle changes.

درمان آنژیوپاتی اغلب شامل تغییرات در سبک زندگی می شود.

early detection and management of angiopathy are crucial.

تشخیص و مدیریت زودهنگام آنژیوپاتی بسیار مهم است.

the angiopathy caused pain and numbness in the extremities.

آنژیوپاتی باعث درد و بی حسی در اندام ها شد.

he suffered from severe lower limb angiopathy.

او از آنژیوپاتی شدید اندام تحتانی رنج می برد.

smoking is a major risk factor for developing angiopathy.

سیگار کشیدن یک عامل خطر اصلی برای ایجاد آنژیوپاتی است.

the angiopathy affected his blood circulation.

آنژیوپاتی بر گردش خون او تأثیر گذاشت.

she underwent surgery to address the angiopathy.

او برای رفع آنژیوپاتی تحت عمل جراحی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید