aniseeds

[ایالات متحده]/ˈænɪsiːdz/
[بریتانیا]/ˌæniˈsidz/

ترجمه

n. دانه‌های کوچک و سخت گیاه انیسه که به عنوان ادویه یا طعم‌دهنده استفاده می‌شوند.

جملات نمونه

the cake was flavored with aniseeds and cinnamon.

کیک با رازیانه و دارچین طعم‌دار شده بود.

aniseeds are often used in middle eastern cuisine.

رازیانه اغلب در آشپزی خاورمیانه استفاده می‌شود.

the licorice flavor comes from aniseeds.

طعم شیرین‌ژند از رازیانه می‌آید.

aniseeds can be used to make a tea that helps with digestion.

می‌توان از رازیانه برای تهیه چایی که به هضم کمک می‌کند استفاده کرد.

she sprinkled aniseeds on the bread dough.

او رازیانه را روی خمیر نان پاشید.

the bakery uses fresh aniseeds in their pastries.

نانسازه از رازیانه تازه در شیرینی‌های خود استفاده می‌کند.

he added a pinch of aniseeds to the stew.

او یک قاشقک رازیانه به خورش اضافه کرد.

aniseeds have a warm, slightly sweet flavor.

رازیانه طعم گرم و کمی شیرین دارد.

the aroma of aniseeds filled the kitchen.

عطر رازیانه آشپزخانه را پر کرد.

aniseeds are a popular ingredient in chinese cooking.

رازیانه یک ماده محبوب در آشپزی چینی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید