anorchidisms

[ایالات متحده]/æ'nɔ:ki,dizəm/
[بریتانیا]/[ænˈɔːrkɪdɪzəm]/

ترجمه

n. وضعیت زاده شدن بدون یکی یا هر دو بیضه

جملات نمونه

the study revealed several cases of anorchidisms in male infants.

مطالعه موارد متعددی از بی‌ضغالی را در نوزادان مرد نشان داد.

anorchidisms can be a complex condition to diagnose and treat.

بی‌ضغالی می‌تواند یک وضعیت پیچیده برای تشخیص و درمان باشد.

genetic factors are thought to play a role in the development of anorchidisms.

تصور می‌شود عوامل ژنتیکی در ایجاد بی‌ضغالی نقش دارند.

early detection and treatment of anorchidisms can improve outcomes for affected individuals.

تشخیص و درمان زودهنگام بی‌ضغالی می‌تواند نتایج را برای افراد آسیب‌دیده بهبود بخشد.

anorchidisms may lead to infertility in males.

بی‌ضغالی ممکن است منجر به ناباروری در مردان شود.

surgical intervention is often necessary for managing anorchidisms.

جراحی اغلب برای مدیریت بی‌ضغالی ضروری است.

research continues to explore the causes and potential treatments for anorchidisms.

تحقیقات ادامه دارد تا علل و درمان‌های بالقوه بی‌ضغالی را بررسی کند.

anorchidisms can have a significant impact on a person's physical and emotional well-being.

بی‌ضغالی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت جسمی و عاطفی یک فرد داشته باشد.

awareness of anorchidisms is crucial for early detection and intervention.

آگاهی از بی‌ضغالی برای تشخیص و مداخله زودهنگام بسیار مهم است.

support groups can provide valuable resources and emotional support for individuals with anorchidisms.

گروه‌های حمایتی می‌توانند منابع ارزشمند و حمایت عاطفی را برای افراد مبتلا به بی‌ضغالی فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید