anorexics

[ایالات متحده]/ænə'reksɪk/
[بریتانیا]/ˌænəˈrɛksɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتلا به بی‌اشتهایی؛ فاقد اشتها

جملات نمونه

suffer from anorexic tendencies

مشکل رژیم عصبی داشتن

نمونه‌های واقعی

Wannarexics may feel gratified with their weight loss whereas anorexics don't.

افراد مبتلا به وانارکسیا ممکن است با کاهش وزن خود احساس رضایت کنند، در حالی که افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی اینطور نیستند.

منبع: Psychology Mini Class

For anorexic girls, that translates into an obsession with food, weight and their bodies.

برای دختران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، این به معنای وسواس با غذا، وزن و بدن آنها است.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

It's mostly seen in female teenagers who wish to be anorexic, but are not.

این بیشتر در نوجوانان دختر دیده می‌شود که می‌خواهند بی‌اشتهایی عصبی داشته باشند، اما ندارند.

منبع: Psychology Mini Class

Instead of a person, you'll feel labeled as a manic-depressive, an anorexic, a schizophrenic, etc.

به جای یک شخص، احساس می‌کنید که به عنوان یک فرد دارای اختلال دوقطبی، یک فرد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، یک فرد دارای اسکیزوفرنی و غیره برچسب زده شده است.

منبع: Psychology Mini Class

One word that is often used to describe very thin people that shouldn't really be used is anorexic.

یک کلمه که اغلب برای توصیف افراد بسیار لاغر استفاده می‌شود، نباید واقعاً استفاده شود، بی‌اشتهایی عصبی است.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

But the anorexics, perceiving themselves as large, started turning when the openings were 40% wider than their bodies.

اما افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی که خود را بزرگ می‌دیدند، شروع به تغییر کردند زمانی که دهانه‌ها 40 درصد از بدن آنها بزرگتر بود.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American January 2023 Collection

She would spend all day alone in her room and could only think of food and her anorexic behavior.

او تمام روز را تنها در اتاقش می‌گذراند و فقط می‌توانست به غذا و رفتار بی‌اشتهایی عصبی خود فکر کند.

منبع: VOA Special English Health

Kate, you are at your worst when you are eviscerating the anorexic lady, and I am still standing here.

کت، شما در بدترین حالت خود هستید وقتی در حال نابودی آن خانم بی‌اشتهایی عصبی هستید و من هنوز اینجا ایستاده ام.

منبع: Our Day This Season 1

This is a " support group for anorexics and bulimics, " however.

این یک " گروه حمایتی برای افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی و بولیمی است.

منبع: 2014 ESLPod

Does this suggest she was anorexic?

آیا این نشان می‌دهد که او مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی بوده است؟

منبع: The Good Wife Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید