antimacassar

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪˈmækəs.ər/
[بریتانیا]/ˌæntəˈmækəˌsɑːr/

ترجمه

n. پوشش محافظ برای پشت یک صندلی یا مبل، که اغلب از پارچه یا چرم ساخته می‌شود.; نوعی پارچه که برای محافظت از مبلمان در برابر سایش و پارگی استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antimacassar cloth

پارچه ضد گرد و غبار

an antiquated antimacassar

یک ضد گرد و غبار قدیمی

a decorative antimacassar

یک ضد گرد و غبار تزئینی

an elegant antimacassar

یک ضد گرد و غبار شیک

a vintage antimacassar

یک ضد گرد و غبار نوستالژیک

a faded antimacassar

یک ضد گرد و غبار رنگ‌باخته

a heavy antimacassar

یک ضد گرد و غبار سنگین

an embroidered antimacassar

یک ضد گرد و غبار گلدوزی شده

جملات نمونه

the antique chair had a beautiful antimacassar made of velvet.

صندلی آنتیک دارای یک ضدپوشش زیبا از جنس مخمل بود.

she carefully placed the antimacassar on the back of the sofa to protect it from wear and tear.

او با دقت ضدپوشش را روی پشت صندلی مبل قرار داد تا از سایش و پارگی آن محافظت کند.

the antique shop had a collection of vintage antimacassars in various fabrics and patterns.

فروشگاه عتیقه‌فروشی مجموعه‌ای از ضدپوشش‌های قدیمی با پارچه و طرح‌های مختلف داشت.

antimacassars were once a common accessory for protecting furniture from dirt and spills.

ضدپوشش‌ها زمانی یک لوازم جانبی رایج برای محافظت از مبلمان در برابر کثیفی و ریختگی بودند.

the antimacassar added a touch of elegance and sophistication to the old armchair.

ضدپوشش ظاهری از ظرافت و پیچیدگی به صندلی قدیمی اضافه کرد.

he admired the intricate embroidery on the antique antimacassar.

او به گلدوزی پیچیده روی ضدپوشش آنتیک علاقه داشت.

the antimacassar was a testament to the craftsmanship of the victorian era.

ضدپوشش گوازی بر مهارت صنعتگران دوران ویکتوریا بود.

she carefully washed and ironed the delicate antimacassar before putting it back on the chair.

او قبل از گذاشتن دوباره آن روی صندلی، ضدپوشش ظریف را با دقت شست و اتو کرد.

the antique dealer told her the history of the unusual antimacassar.

فروشنده عتیقه داستان ضدپوشش غیرمعمول را برای او تعریف کرد.

he wondered about the purpose of the ornate antimacassar he found in his grandmother's attic.

او در مورد هدف ضدپوشش مزین که در پشت‌بام خانه مادربزرگش پیدا کرد، فکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید