antiquaire

[ایالات متحده]/ˈæntɪkweə/
[بریتانیا]/ænˈtiːkwer/

ترجمه

n. شخصی که با یا در مورد اشیاء قدیمی و باقی مانده‌ها سروکار دارد یا آن‌ها را مطالعه می‌کند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the antiquaire

آنتیکوار

antiquaires

آنتیکوارها

french antiquaire

آنتیکوار فرانسوی

parisian antiquaire

آنتیکوار پاریسی

renowned antiquaire

آنتیکوار معروف

antiquaire gallery

گالری آنتیکوار

antiquaire's shop

مغازه آنتیکوار

expert antiquaire

آنتیکوار متخصص

antiquaire collection

مجموعه آنتیکوار

antique antiquaire

آنتیکوار باستانی

جملات نمونه

the antiquaire specializes in 18th-century furniture.

آنتیکواری در زمینه مبلمان قرن هجدهم تخصص دارد.

she is a reputable antiquaire in paris.

او یک آنتیکواری معتبر در پاریس است.

the antiquaire authenticated the painting.

آنتیکواری نقاشی را تأیید کرد.

he inherited the antiquaire business from his father.

او از پدر خود کسب و کار آنتیکواری را به ارث برده است.

the antiquaire carefully restored the antique clock.

آنتیکواری ساعت قدیمی را با دقت بازیابی کرد.

customers trust this antiquaire's expertise.

مشتریان به تخصص این آنتیکواری اعتماد دارند.

the antiquaire attends auctions across europe.

آنتیکواری در سراسر اروپا به حراجی‌ها حضور می‌یابد.

she works as an antiquaire dealing in vintage jewelry.

او به عنوان یک آنتیکواری که در زمینه جواهرات قدیمی فعالیت می‌کند کار می‌کند.

the antiquaire values rare collectibles.

آنتیکواری به جمعیت‌های نادر ارزش می‌دهد.

i bought a beautiful vase from a local antiquaire.

من یک گلدان زیبایی از یک آنتیکواری محلی خریداری کردم.

the antiquaire verified the provenance of the sculpture.

آنتیکواری اصالت اسکلتور را تأیید کرد.

antiquaires often network at international fairs.

آنتیکواری‌ها اغلب در نمایشگاه‌های بین‌المللی شبکه‌سازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید