antitheism

[ایالات متحده]/ænˈθiːˌiːzəm/
[بریتانیا]/anˈθiːˌizəm/

ترجمه

n. باوری یا نگرشی که وجود خدا یا خدایان را رد می‌کند.

جملات نمونه

the philosopher's writings often explored themes of antitheism.

نوشتارها و آثار فیلسوفان اغلب مضامین ضدخدایی را بررسی می‌کردند.

some argue that antitheism is a natural consequence of scientific progress.

برخی استدلال می‌کنند که ضدخدایی نتیجه طبیعی پیشرفت علمی است.

the rise of antitheism in the 20th century was a significant cultural shift.

ظهور ضدخدایی در قرن بیستم یک تغییر فرهنگی مهم بود.

antitheism can be seen as a response to perceived inconsistencies in religious doctrines.

می‌توان ضدخدایی را به عنوان پاسخی به تناقضات ادراک‌شده در باورهای دینی در نظر گرفت.

modern society faces complex challenges related to the rise of antitheism.

جامعه مدرن با چالش‌های پیچیده‌ای مرتبط با ظهور ضدخدایی روبرو است.

the debate between atheism and antitheism continues to be a source of intellectual discourse.

بحث بین بی‌خدایی و ضدخدایی همچنان منبع گفتمان فکری است.

antitheism often challenges traditional societal norms and values.

ضدخدایی اغلب هنجارها و ارزش‌های سنتی جامعه را به چالش می‌کشد.

understanding antitheism requires examining its historical, social, and philosophical contexts.

درک ضدخدایی مستلزم بررسی زمینه‌های تاریخی، اجتماعی و فلسفی آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید