godlessness

[ایالات متحده]/[ˈɡɒdləsnəs]/
[بریتانیا]/[ˈɡɒdləsnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالِ باور نداشتن خدا یا خدایان؛ الحاد؛ بی‌اخلاقی؛ شرارت.
adj. نشان‌دهنده فقدان احترام برای خدا یا باورهای دینی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

rampant godlessness

بی‌خدایی گسترده

displaying godlessness

نشان دادن بی‌خدایی

age of godlessness

عصر بی‌خدایی

breeding godlessness

تولید بی‌خدایی

filled with godlessness

پر از بی‌خدایی

evidence of godlessness

اثبات بی‌خدایی

condemning godlessness

محکوم کردن بی‌خدایی

rejecting godlessness

رد کردن بی‌خدایی

source of godlessness

منبع بی‌خدایی

rise of godlessness

ظهور بی‌خدایی

جملات نمونه

the rise of secularism has led to concerns about widespread godlessness.

ظهور الحاد باعث نگرانی در مورد بی‌خدایی گسترده شده است.

his speech condemned the moral decay resulting from godlessness.

سخنرانی او فساد اخلاقی ناشی از بی‌خدایی را محکوم کرد.

the philosopher argued that godlessness doesn't necessarily equal immorality.

فيلسوف استدلال کرد که بی‌خدایی لزوماً به معنای بی‌اخلاقی نیست.

a society marked by godlessness can struggle with a sense of purpose.

یک جامعه که با بی‌خدایی مشخص شده است ممکن است برای یافتن هدف خود تلاش کند.

they attributed the nation's problems to a growing godlessness among its citizens.

آنها مشکلات کشور را به بی‌خدایی رو به رشدی در میان شهروندان نسبت دادند.

the preacher warned against the dangers of embracing a life of godlessness.

واعظ در مورد خطرات پذیرش یک زندگی بی‌خدایی هشدار داد.

despite accusations of godlessness, he remained a respected scientist.

با وجود اتهامات بی‌خدایی، او همچنان یک دانشمند مورد احترام باقی ماند.

the novel explored the complexities of living with godlessness in a religious society.

رمان پیچیدگی‌های زندگی با بی‌خدایی در یک جامعه مذهبی را بررسی کرد.

the politician criticized the perceived godlessness of the opposing party.

سیاستمدار بی‌خدایی ادراک شده حزب رقیب را مورد انتقاد قرار داد.

the study examined the correlation between godlessness and social behavior.

این مطالعه ارتباط بین بی‌خدایی و رفتار اجتماعی را بررسی کرد.

he feared that unchecked materialism would lead to widespread godlessness.

او نگران بود که مادی‌گرایی افسارگسیخته منجر به بی‌خدایی گسترده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید