aphagias

[ایالات متحده]/ˌæfəˈdʒiːəs/
[بریتانیا]/ˌæfəˈdʒiːəs/

ترجمه

n. ناتوانی در بلع؛ ناتوانی در تغذیه خود. (معادل با چسبندگی).

عبارات و ترکیب‌ها

aphagias in medicine

آفاژی در طب

جملات نمونه

patients with aphagias often struggle to eat.

بیماران مبتلا به آفاژی اغلب در خوردن غذا مشکل دارند.

aphagias can lead to serious nutritional deficiencies.

آفاژی می‌تواند منجر به کمبودهای جدی تغذیه‌ای شود.

doctors need to assess the causes of aphagias.

پزشکان باید علل آفاژی را ارزیابی کنند.

therapy can help patients overcome aphagias.

درمان می‌تواند به بیماران در غلبه بر آفاژی کمک کند.

aphagias may result from neurological conditions.

آفاژی ممکن است ناشی از شرایط عصبی باشد.

speech therapists often work with individuals who have aphagias.

گفتاردرمانگران اغلب با افرادی که دچار آفاژی هستند کار می‌کنند.

diet modifications are essential for those with aphagias.

تغییرات رژیم غذایی برای کسانی که دچار آفاژی هستند ضروری است.

understanding aphagias is crucial for effective treatment.

درک آفاژی برای درمان مؤثر بسیار مهم است.

many factors can contribute to the development of aphagias.

عوامل زیادی می‌توانند در ایجاد آفاژی نقش داشته باشند.

research continues to explore solutions for aphagias.

تحقیقات همچنان به دنبال راه‌حل‌هایی برای آفاژی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید