aphasias

[ایالات متحده]/ə'feɪzɪə/
[بریتانیا]/ə'feʒɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آفازیا

جملات نمونه

rehabilitation therapy of aphasia

درمان توانبخشی اختلال گفتاری

differential diagnosis of posterior aphasia

تشخیص افتراقی اختلال گفتاری خلفی

There is either association or dissociation in terms of performance of acalculia and aphasia in LBD patients.

در بیماران LBD، همبستگی یا تفکیک در عملکرد حساب‌برداری و اختلال گفتاری وجود دارد.

The patient was thought to have a transcortical motor aphasia with a right central seventh nerve palsy.

تصور می‌شد بیمار دچار اختلال گفتاری حرکتی ترانس‌کورتیکال با فلج عصب هفتم مرکزی راست است.

2. aphasia caused by stiffness of the tongue, salivation with glossoplegia.

2. اختلال گفتاری ناشی از سفتی زبان، آب‌دهی با گلوسپلاژی.

LM: Have you looked up some of the unusual words like apathia, aphasia and athambia?

LM: آیا برخی از کلمات غیرمعمول مانند آپاتیا، اختلال گفتاری و آتامبیا را جستجو کرده‌اید؟

d.Focal dysfunction of pallium: Such as aphasia, blindness, agraphia, acalculia, etc. or secondary epilepsy.

d. اختلال عملکرد کانونی پالیوم: مانند اختلال گفتاری، نابینایی، آگرافیا، حساب‌برداری و غیره یا تشنج ثانویه.

Spontaneous otogenic pneumocephalus is a rare condition and was previously understood to present with subtle symptoms of headache, aphasia and cognitive deficits.

پنوموسفالوتیک اوتوژنیک خودبه‌خودی یک عارضه نادر است و پیش از این تصور می‌شد که با علائم ظریف سردرد، اختلال گفتاری و اختلالات شناختی همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید