fluency

[ایالات متحده]/ˈfluːənsi/
[بریتانیا]/ˈfluːənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی بیان خود به راحتی و به طور واضح در یک زبان یا مهارت خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

fluency in English

تسلط در زبان انگلیسی

native fluency

تسلط بومی

achieve fluency

رسیدن به تسلط

جملات نمونه

fluency in Spanish is essential.

تسلط بر زبان اسپانیایی ضروری است.

Fluency in spoken English is essential.

تسلط بر زبان انگلیسی ضروری است.

Some young children achieve great fluency in their reading.

برخی از کودکان خردسال به تسلط زیادی در خواندن خود دست می یابند.

Though lacking in fluency,he spoke to the point.

با وجود کمبود تسلط، او با دقت صحبت کرد.

He is a writer of fluency and felicity, of graciousness and gentleness.

او نویسنده‌ای با روانی و خوشبختی، با لطف و ملایمت است.

Topsy had an uncommon verbal memory, and committed with a fluency that greatly encouraged her instructress.

تاپسی حافظه کلامی غیرمعمولی داشت و با تسلطی که مربی او را بسیار تشویق کرد، متعهد بود.

"Oh," said Minna, breaking in, lying with sudden unwonted fluency ,"I am a nursegirl."

«اوه،» مینا گفت، در میان صحبت ها، با تسلط غیرمعمولی و ناگهانی دروغ گفت: «من یک پرستار هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید