aphids

[ایالات متحده]/ˈæfɪdz/
[بریتانیا]/ˈæfɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشرات کوچک و نرم‌بدنی که از شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و اغلب به محصولات آسیب می‌زنند.; یک گروه یا خانواده از شته‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

aphids infestation

آفت شته

control aphids

کنترل شته‌ها

aphids on plants

شته‌ها روی گیاهان

large aphid population

جمعیت زیاد شته

identify aphids early

شناسایی زودهنگام شته‌ها

spread of aphids

گسترش شته‌ها

harmful aphids

شته‌های مضر

organic aphid control

کنترل ارگانیک شته‌ها

جملات نمونه

aphids can be a serious pest in gardens.

آفات می‌توانند یک آفت جدی در باغ‌ها باشند.

many plants are susceptible to aphids.

گیاهان زیادی در برابر آفت‌ها آسیب‌پذیر هستند.

controlling aphids is essential for healthy crops.

کنترل آفات برای داشتن محصولات سالم ضروری است.

aphids reproduce quickly, making them hard to manage.

آفات به سرعت تولید مثل می‌کنند، که باعث می‌شود مدیریت آن‌ها دشوار باشد.

natural predators can help reduce aphid populations.

دشمنان طبیعی می‌توانند به کاهش جمعیت آفت‌ها کمک کنند.

farmers often use insecticides to combat aphids.

کشاورزان اغلب از حشره‌کش‌ها برای مقابله با آفات استفاده می‌کنند.

aphids can transmit plant viruses to healthy plants.

آفات می‌توانند ویروس‌های گیاهی را به گیاهان سالم منتقل کنند.

monitoring for aphids is important during the growing season.

نظارت بر آفات در طول فصل رشد مهم است.

some flowers attract beneficial insects that eat aphids.

برخی از گل‌ها حشرات مفید را جذب می‌کنند که آفات را می‌خورند.

aphids can cause leaves to curl and yellow.

آفات می‌توانند باعث شوند برگ‌ها پیچ و زرد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید