appends

[ایالات متحده]/əˈpɛndz/
[بریتانیا]/əˈpendz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به انتهای چیزی دیگر اضافه می‌کند؛ چیزی را به انتهای چیزی دیگر می‌بندد یا متصل می‌کند؛ یک سند را در انتها امضا می‌کند

جملات نمونه

the software appends new data to the existing file.

نرم‌افزار داده‌های جدید را به فایل موجود اضافه می‌کند.

she appends her signature at the end of the document.

او امضای خود را در انتهای سند اضافه می‌کند.

the teacher appends additional resources for students.

معلم منابع اضافی را برای دانش‌آموزان اضافه می‌کند.

the application appends a timestamp to each entry.

برنامه یک مهر زمانی به هر ورودی اضافه می‌کند.

he appends comments to clarify his thoughts.

او نظراتی را برای روشن کردن افکار خود اضافه می‌کند.

the code appends new features to the existing program.

کد ویژگی‌های جدید را به برنامه موجود اضافه می‌کند.

she appends a note to remind herself later.

او یادداشتی را برای یادآوری به خود در آینده اضافه می‌کند.

the editor appends corrections to the manuscript.

ویراستار تصحیحات را به دست‌نویس اضافه می‌کند.

the database appends records automatically.

پایگاه داده به طور خودکار سوابق را اضافه می‌کند.

he appends a list of references at the end of his paper.

او لیستی از منابع را در انتهای مقاله خود اضافه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید