apricots

[ایالات متحده]/ˈæprɪkɒts/
[بریتانیا]/ˈæpriˌkɑːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع زردآلو؛ میوه‌ای شیرین و نارنجی رنگ با پوست پشمالو و گوشت آبدار

عبارات و ترکیب‌ها

eat fresh apricots

خوردن زردآلوهای تازه

apricots and peaches

زردآلو و هلو

dried apricots

زردآلو خشک

apricots jam

مربای زردآلو

apricots in syrup

زردآلو در شربت

pick ripe apricots

چیدن زردآلوهای رسیده

apricots tree

درخت زردآلو

apricots flavor

طعم زردآلو

apricots dessert

دسر زردآلو

جملات نمونه

i love eating fresh apricots in the summer.

من عاشق خوردن زردآلوهای تازه در تابستان هستم.

apricots are rich in vitamins and antioxidants.

زردآلوها سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها هستند.

she made a delicious apricot jam for breakfast.

او برای صبحانه مربای زردآلو خوشمزه درست کرد.

we picked apricots from the orchard last weekend.

ما آخر هفته گذشته زردآلو از باغ برداشتیم.

apricots can be dried and stored for later use.

می‌توان زردآلو را خشک کرد و برای استفاده بعدی ذخیره کرد.

she added apricots to the salad for extra flavor.

او برای طعم بیشتر زردآلو به سالاد اضافه کرد.

apricots are often used in desserts and pastries.

زردآلوها اغلب در دسرها و شیرینی‌ها استفاده می‌شوند.

he enjoys making apricot smoothies for breakfast.

او از درست کردن اسموتی زردآلو برای صبحانه لذت می‌برد.

apricots can be a great source of dietary fiber.

زردآلوها می‌توانند منبع خوبی از فیبر غذایی باشند.

we visited a farm that grows organic apricots.

ما از مزرعه‌ای که زردآلوهای ارگانیک می‌کاشت بازدید کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید