total apterousness
بی بال بودن کامل
complete apterousness
بی بال بودن کامل
the apterousness
بی بال بودن
such apterousness
چنین بی بال بودنی
apterousness observed
بی بال بودن مشاهده شده
apterousness defined
بی بال بودن تعریف شده
genetic apterousness
بی بال بودن ژنتیکی
noted apterousness
بی بال بودن ثبت شده
apterousness cause
علت بی بال بودن
due to apterousness
به دلیل بی بال بودن
the apterousness of the insect made it a poor flyer.
بی بال بودن حشره باعث شد پرواز خوبی نداشته باشد.
evolutionary biologists study apterousness in island species.
زیست شناسان تکاملی ویژگی بیبالی را در گونه های جزیره ای مطالعه می کنند.
apterousness is a defining trait of worker ants.
بی بالی یک ویژگی تعیین کننده برای مورچه های کارگر است.
the apterousness of the insect restricted its habitat.
بی بالی حشره باعث محدود شدن زیستگاه آن شد.
scientists observed apterousness in many beetle species.
دانشمندان بی بالی را در بسیاری از گونه های حشرات سوسری مشاهده کردند.
the condition of apterousness aids in wind survival.
وضعیت بی بالی به بقای در برابر باد کمک می کند.
genetic mutation can lead to apterousness in flies.
جهش ژنتیکی می تواند منجر به بی بالی در مگس ها شود.
apterousness provides an advantage on windy islands.
بی بالی یک مزیت در جزایر بادخیز فراهم می کند.
the beetle exhibits apterousness throughout its life.
سوسری در طول عمر خود بی بالی نشان می دهد.
the aphid's apterousness distinguishes it from alates.
بی بالی کنه ها آن را از آلات متمایز می کند.
environmental factors may trigger apterousness in insects.
عوامل محیطی ممکن است باعث ایجاد بی بالی در حشرات شوند.
apterousness is common in ground-dwelling insects.
بی بالی در حشرات زمين زندگي معمول است.
researchers noted the apterousness of the cave cricket.
محققان بی بالی خرچنگ غار را یادداشت کردند.
total apterousness
بی بال بودن کامل
complete apterousness
بی بال بودن کامل
the apterousness
بی بال بودن
such apterousness
چنین بی بال بودنی
apterousness observed
بی بال بودن مشاهده شده
apterousness defined
بی بال بودن تعریف شده
genetic apterousness
بی بال بودن ژنتیکی
noted apterousness
بی بال بودن ثبت شده
apterousness cause
علت بی بال بودن
due to apterousness
به دلیل بی بال بودن
the apterousness of the insect made it a poor flyer.
بی بال بودن حشره باعث شد پرواز خوبی نداشته باشد.
evolutionary biologists study apterousness in island species.
زیست شناسان تکاملی ویژگی بیبالی را در گونه های جزیره ای مطالعه می کنند.
apterousness is a defining trait of worker ants.
بی بالی یک ویژگی تعیین کننده برای مورچه های کارگر است.
the apterousness of the insect restricted its habitat.
بی بالی حشره باعث محدود شدن زیستگاه آن شد.
scientists observed apterousness in many beetle species.
دانشمندان بی بالی را در بسیاری از گونه های حشرات سوسری مشاهده کردند.
the condition of apterousness aids in wind survival.
وضعیت بی بالی به بقای در برابر باد کمک می کند.
genetic mutation can lead to apterousness in flies.
جهش ژنتیکی می تواند منجر به بی بالی در مگس ها شود.
apterousness provides an advantage on windy islands.
بی بالی یک مزیت در جزایر بادخیز فراهم می کند.
the beetle exhibits apterousness throughout its life.
سوسری در طول عمر خود بی بالی نشان می دهد.
the aphid's apterousness distinguishes it from alates.
بی بالی کنه ها آن را از آلات متمایز می کند.
environmental factors may trigger apterousness in insects.
عوامل محیطی ممکن است باعث ایجاد بی بالی در حشرات شوند.
apterousness is common in ground-dwelling insects.
بی بالی در حشرات زمين زندگي معمول است.
researchers noted the apterousness of the cave cricket.
محققان بی بالی خرچنگ غار را یادداشت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید