alation

[ایالات متحده]/ˌælɪˈteɪʃən/
[بریتانیا]/ˌæliˈteɪʃən/

ترجمه

n. حالت یا فرایند بالدار شدن؛ عمل توسعه بال‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

alation and joy

ورزيدگی و شادی

expressions of alation

عباراتی از ورزيدگی

heightened alation

ورزيدگی افزوده شده

shared alation

ورزيدگی به اشتراک گذاشته شده

suppress alation

سرکوب ورزيدگی

alation over success

ورزيدگی بر موفقيت

جملات نمونه

the news sparked alation among the fans.

اخبار باعث ایجاد هیجان در میان طرفداران شد.

her alation for art was evident in her paintings.

اشتیاق او به هنر در نقاشی هایش آشکار بود.

his alation at winning the prize was contagious.

هیجان او در هنگام برنده شدن جایزه مسری بود.

the team's alation after the victory was palpable.

هیجان تیم پس از پیروزی قابل لمس بود.

she felt a sense of alation at the prospect of starting anew.

او با این فکر که دوباره شروع کند، احساس هیجان کرد.

his alation for adventure led him to travel the world.

اشتیاق او به ماجراجویی باعث شد او جهان را سفر کند.

the children's alation at the sight of the clown was overwhelming.

هیجان کودکان در هنگام دیدن شعبده باز طاقت فرسا بود.

a feeling of alation swept through the crowd as the fireworks began.

احساسی از هیجان در میان جمعیت به وجود آمد، زیرا آتش بازی شروع شد.

his alation for music was evident in his skillful playing.

اشتیاق او به موسیقی در نحوه نواختن ماهرانه او آشکار بود.

the announcement of the holiday sparked alation among the students.

اعلام تعطیلات باعث ایجاد هیجان در میان دانش آموزان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید