aquiculture

[ایالات متحده]/ˌækwiˈkʌltʃər/
[بریتانیا]/ˌækwɪˈkʌltʃɚ/

ترجمه

n. پرورش موجودات آبی مانند ماهی، صدف‌دارها و جلبک‌ها.
Word Forms

جملات نمونه

aquiculture plays a vital role in sustainable food production.

آکوآکالچر نقش حیاتی در تولید غذا پایدار ایفا می‌کند.

many coastal communities rely on aquiculture for their livelihoods.

بسیاری از جوامع ساحلی برای کسب درآمد خود به آکوآکالچر متکی هستند.

advancements in aquiculture technology have increased fish yields.

پیشرفت در فناوری آکوآکالچر باعث افزایش بازده ماهی شده است.

environmental concerns are often raised about aquiculture practices.

نگرانی‌های زیست‌محیطی اغلب در مورد شیوه‌های آکوآکالچر مطرح می‌شوند.

aquiculture can help reduce overfishing in natural waters.

آکوآکالچر می‌تواند به کاهش صید بیش از حد در آب‌های طبیعی کمک کند.

education in aquiculture is essential for future generations.

آموزش در زمینه آکوآکالچر برای نسل‌های آینده ضروری است.

innovative aquiculture methods are being developed worldwide.

روش‌های نوآورانه آکوآکالچر در سراسر جهان در حال توسعه هستند.

regulations on aquiculture vary from country to country.

مقررات مربوط به آکوآکالچر از کشور به کشور متفاوت است.

aquiculture can improve food security in many regions.

آکوآکالچر می‌تواند امنیت غذایی را در بسیاری از مناطق بهبود بخشد.

research in aquiculture focuses on sustainable practices.

تحقیقات در زمینه آکوآکالچر بر روی شیوه‌های پایدار تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید