arachnophile

[ایالات متحده]/[ˈærənɒfaɪl]/
[بریتانیا]/[ˈærənɒfaɪl]/

ترجمه

n. فردی که به پارچه‌ها علاقه‌مند است؛ علاقه‌مند به پارچه‌ها؛ کسی که پارچه‌ها را مطالعه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

an arachnophile

علاقه‌مند به پیوستگان

arachnophile enjoys

علاقه‌مند به پیوستگان لذت می‌برد

becoming an arachnophile

شدن علاقه‌مند به پیوستگان

arachnophiles collect

علاقه‌مندان به پیوستگان جمع‌آوری می‌کنند

arachnophile's passion

علاقه‌مندی به پیوستگان

arachnophile spotting

علاقه‌مند به پیوستگان دیده شدن

arachnophile seeking

علاقه‌مند به پیوستگان در حال جستجو

arachnophile observing

علاقه‌مند به پیوستگان مشاهده می‌کند

arachnophile photographing

علاقه‌مند به پیوستگان عکس می‌گیرد

being an arachnophile

بودن علاقه‌مند به پیوستگان

جملات نمونه

as an arachnophile, she spent hours observing spiders in their natural habitat.

به عنوان یک عاشق پاگو، او ساعات در مشاهده پاگوها در محیط طبیعی آنها گذراند.

his fascination with spiders made him a self-proclaimed arachnophile.

علاقه ویژه او به پاگوها او را به یک عاشق پاگو خود اعلام کرد.

the museum exhibit catered to arachnophiles with detailed displays of spider webs.

نمایشگاه موزه با نمایش جزئیات زیادی از تارهای پاگو، به عاشقان پاگو جذب می‌کرد.

many arachnophiles are also interested in entomology and other invertebrate studies.

بسیاری از عاشقان پاگو نیز در حوزه‌های دیگری مانند حشره‌شناسی و مطالعات حیوانات بدون استخوان علاقه‌مندند.

she joined an online forum specifically for arachnophiles to share their passion.

او به یک انجمن آنلاین وارد شد که به طور خاص برای عاشقان پاگو برای به اشتراک گذاری علاقه‌شان است.

the arachnophile carefully documented the spider's molting process.

عاشق پاگو فرایند لقاح پاگو را به دقت ثبت کرد.

he considered himself a dedicated arachnophile and collected spider specimens.

او خود را یک عاشق پاگو وفادار می‌دانست و نمونه‌های پاگو جمع‌آوری می‌کرد.

the documentary film about spiders appealed greatly to the arachnophile in him.

فیلم مستند درباره پاگوها به طور زیادی به عاشق پاگو درون او جذب می‌کرد.

an arachnophile's collection might include preserved spiders, webs, and eggs.

مجموعه یک عاشق پاگو ممکن است شامل پاگوهای حفظ شده، تارها و تخم‌ها باشد.

the arachnophile marveled at the intricate design of the orb-weaver's web.

عاشق پاگو به طراحی پیچیده تار پاگوی چرخ‌بافان عجاب می‌کرد.

despite common fears, the arachnophile found spiders fascinating and beautiful.

در دلسردی علیه پاگو، عاشق پاگو پاگوها را جالب و زیبایی می‌یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید