archival

[ایالات متحده]/ɑː'kaɪvəl/
[بریتانیا]/ɑr'kaɪvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به آرشیوها.

عبارات و ترکیب‌ها

archival materials

مواد بایگانی

archival research

تحقیقات بایگانی

archival preservation

حفظ بایگانی

جملات نمونه

The museum houses a vast collection of archival documents.

موزه محل نگهداری مجموعه وسیعی از اسناد بایگانی است.

Archival research is essential for historians to study the past.

تحقیقات بایگانی برای مورخان برای مطالعه گذشته ضروری است.

The company is digitizing its archival records for easier access.

شرکت در حال دیجیتالی کردن سوابق بایگانی خود برای دسترسی آسان‌تر است.

Archival footage from the event was used in the documentary.

تصاویر بایگانی از این رویداد در مستند استفاده شد.

She spent hours sifting through archival material in the library.

او ساعت‌ها در کتابخانه در حال بررسی مواد بایگانی بود.

Archival preservation is crucial for protecting historical documents.

حفظ بایگانی برای محافظت از اسناد تاریخی بسیار مهم است.

The archival photographs provide valuable insights into the past.

عکس‌های بایگانی بینش‌های ارزشمندی در مورد گذشته ارائه می‌دهند.

Researchers rely on archival sources to reconstruct historical events.

محققان برای بازسازی رویدادهای تاریخی به منابع بایگانی متکی هستند.

Archival records dating back to the 19th century were discovered in the attic.

سوابق بایگانی که به قرن نوزدهم بازمی‌گردد در زیرزمین کشف شد.

Archival material can offer a glimpse into the lives of people from the past.

مواد بایگانی می‌تواند نگاهی به زندگی مردم از گذشته ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید