archnesses

[ایالات متحده]/ɑːrˈkɪnəs/
[بریتانیا]/arˈkinəs/

ترجمه

n. رفتار ناپسند؛ نیرنگ یا فریب

عبارات و ترکیب‌ها

archnesses of knowledge

دانش‌های باستانی

جملات نمونه

her archnesses often make her the center of attention.

نجواهای او اغلب باعث می‌شوند او مرکز توجه باشد.

he admired her archnesses in the way she spoke.

او را در نحوه صحبت کردنش تحسین می‌کرد.

the archnesses in his comments were hard to ignore.

نکته‌سنجی‌های او در نظراتش سخت بود که نادیده گرفته شوند.

her archnesses can sometimes offend others.

نجواهای او گاهی اوقات ممکن است دیگران را ناراحت کند.

they found her archnesses to be quite charming.

آنها رفتار زیرکانه او را بسیار جذاب یافتند.

his archnesses added a unique flavor to the conversation.

نجواهای او طعم منحصر به فردی به گفتگو بخشید.

she delivered her archnesses with a smile.

او با لبخند، رفتار زیرکانه خود را ارائه داد.

the archnesses in her writing captivated the readers.

رفتار زیرکانه او در نوشتن خوانندگان را مجذوب خود کرد.

his archnesses often masked his true feelings.

نجواهای او اغلب احساسات واقعی او را پنهان می‌کرد.

people appreciate her archnesses for their wit.

مردم رفتار زیرکانه او را به خاطر ذکاوت خود مورد تحسین قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید