ardebs

[ایالات متحده]/ˈɑːr.dɛbz/
[بریتانیا]/är-debz/

ترجمه

n. واحد حجم برای کالاهای خشک در مصر.

عبارات و ترکیب‌ها

ardebs and bolts

آردهای و اتصالات

ardebs and details

آردهای و جزئیات

جملات نمونه

she has ardeb for art and creativity.

او اشتیاق زیادی برای هنر و خلاقیت دارد.

he showed his ardeb for music by playing the piano.

او با نواختن پیانو، اشتیاق خود را برای موسیقی نشان داد.

the team has ardeb for innovation in technology.

تیم اشتیاق زیادی برای نوآوری در فناوری دارد.

her ardeb for cooking led her to become a chef.

اشتیاق او برای آشپزی باعث شد سرآشپز شود.

he has a strong ardeb for environmental conservation.

او اشتیاق زیادی برای حفظ محیط زیست دارد.

they expressed their ardeb for travel through their blog.

آنها اشتیاق خود را برای سفر از طریق وبلاگ خود بیان کردند.

her ardeb for literature inspired her to write a novel.

اشتیاق او برای ادبیات باعث الهام او برای نوشتن یک رمان شد.

he has an ardeb for sports that keeps him active.

او اشتیاق زیادی برای ورزش دارد که او را فعال نگه می دارد.

his ardeb for learning languages is impressive.

اشتیاق او برای یادگیری زبان ها قابل تحسین است.

she pursued her ardeb for photography at a young age.

او در سن جوانی به دنبال اشتیاق خود برای عکاسی رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید