ardour

[ایالات متحده]/'ɑːdə/
[بریتانیا]/'ɑrdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شور; خواسته; گرمای شدید; اشتیاق
Word Forms
جمعardours

عبارات و ترکیب‌ها

passionate ardour

شور عشق

ardour for life

اشتیاق برای زندگی

جملات نمونه

There was something in the clear, pine-scented air of that winter morning that seemed to bring him back to his joyousness and his ardour for life.

در آن صبح زمستانی، چیزی در هوای زلال و معطر به کاج وجود داشت که به نظر می‌رسید او را به شادمانی و اشتیاقش به زندگی باز می‌گرداند.

She pursued her passion with great ardour.

او با اشتیاق فراوان به دنبال عشق خود رفت.

Their ardour for the project never wavered.

اشتیاق آنها برای پروژه هرگز کم نشد.

He expressed his ardour for the cause through his actions.

او اشتیاق خود را برای این هدف از طریق اعمال خود نشان داد.

The team worked with ardour to meet the deadline.

تیم با اشتیاق برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش کرد.

She tackled the challenge with ardour and determination.

او این چالش را با اشتیاق و قاطعیت مواجه کرد.

His ardour for learning new languages is inspiring.

اشتیاق او برای یادگیری زبان‌های جدید الهام‌بخش است.

The artist's ardour for painting is evident in every stroke.

اشتیاق هنرمند برای نقاشی در هر ضربه آشکار است.

The team's ardour for innovation drives their success.

اشتیاق تیم برای نوآوری موفقیت آنها را هدایت می‌کند.

She approached the task with ardour and enthusiasm.

او این کار را با اشتیاق و شور و شوق انجام داد.

His ardour for the sport is unmatched.

اشتیاق او برای این ورزش بی‌نظیر است.

نمونه‌های واقعی

His face was flushed, his eyes bright with ardour and indignation.

چهره‌اش گلگون بود، چشمانش با اشتیاق و خشم می‌درخشیدند.

منبع: Brave New World

Poirot restrained my ardour with a light touch upon the arm.

پوارو با یک لمس ملایم روی بازوی من، اشتیاقم را کنترل کرد.

منبع: Murder at the golf course

It has beauty and worth; it alone can properly reward the ardours of the chase.

این زیبایی و ارزش دارد؛ تنها آن می‌تواند به درستی پاداش تلاش‌های پرشور را بدهد.

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

" Surely no" ! said Miss Lavish, her ardour visibly decreasing.

«مطمئناً نه!» خانم لاویஷ் گفت، اشتیاق او به وضوح در حال کاهش بود.

منبع: The Room with a View (Part 1)

The secret ardour which he refers to is my plan of making my fortune.

اشتیاق مخفی که او به آن اشاره می‌کند، طرح من برای ساختن ثروت خود است.

منبع: The Red and the Black (Part One)

Was it the ardour of Werther's passionate embraces that she felt within her bosom?

آیا این اشتیاق آغوش‌های پرشور ورتر بود که او در سينه خود احساس می‌کرد؟

منبع: The Sorrows of Young Werther

In a few days Julien surrendered himself with all the ardour of his age, and was desperately in love.

در عرض چند روز، ژولین با تمام اشتیاق سن خود تسلیم شد و به شدت عاشق شد.

منبع: The Red and the Black (Part One)

In her embrace, her voice, in the sudden grip of joy, there was tenderness, affection, and ardour.

در آغوشش، صدایش، در تسلط ناگهانی شادی، مهربانی، محبت و اشتیاق وجود داشت.

منبع: Cliff (Part 1)

It came with all the ardour which was the accumulation of long years behind a natural reserve.

این با تمام اشتیاقی آمد که نتیجه سال‌ها پشت یک ذخیره طبیعی بود.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

But it was on the silk department especially that the customers had flung themselves with the greatest ardour.

اما بیشتر در بخش ابریشم بود که مشتریان با بیشترین اشتیاق خود به آن پرتاب شدند.

منبع: Women’s Paradise (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید