argentous sheen
درخشش نقرهای
argentous clouds
ابرهای نقرهای
an argentous surface
یک سطح نقرهای
argentous moonlight
نور ماه نقرهای
an argentous glow
تابش نقرهای
argentous hair strands
تارهای موی نقرهای
the argentous compounds are crucial in photography.
ترکیبات نقرهای نقش مهمی در عکاسی دارند.
she studied the properties of argentous nitrate.
او خواص نیترات نقرهای را مطالعه کرد.
argentous ions play a role in various chemical reactions.
یونهای نقرهای در واکنشهای شیمیایی مختلف نقش دارند.
he prepared an argentous solution for the experiment.
او یک محلول نقرهای برای آزمایش آماده کرد.
argentous compounds can be used in medicine.
میتوان از ترکیبات نقرهای در پزشکی استفاده کرد.
they discovered a new argentous alloy.
آنها یک آلیاژ نقرهای جدید کشف کردند.
the argentous layer enhances conductivity.
لایه نقرهای رسانایی را افزایش میدهد.
argentous sulfide is an important mineral.
کیسه گوگرد نقره یک ماده معدنی مهم است.
he analyzed the argentous content in the sample.
او محتوای نقره را در نمونه تجزیه و تحلیل کرد.
argentous salts are often used in photography.
نمکهای نقره اغلب در عکاسی استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید