argentous

[ایالات متحده]/ˈɑːrʒən.təs/
[بریتانیا]/ar-juh-nus/

ترجمه

adj. دارای درخشش نقره‌ای یا فلزی؛ شبیه نقره از نظر رنگ یا ظاهر.

عبارات و ترکیب‌ها

argentous sheen

درخشش نقره‌ای

argentous clouds

ابر‌های نقره‌ای

an argentous surface

یک سطح نقره‌ای

argentous moonlight

نور ماه نقره‌ای

an argentous glow

تابش نقره‌ای

argentous hair strands

تارهای موی نقره‌ای

جملات نمونه

the argentous compounds are crucial in photography.

ترکیبات نقره‌ای نقش مهمی در عکاسی دارند.

she studied the properties of argentous nitrate.

او خواص نیترات نقره‌ای را مطالعه کرد.

argentous ions play a role in various chemical reactions.

یون‌های نقره‌ای در واکنش‌های شیمیایی مختلف نقش دارند.

he prepared an argentous solution for the experiment.

او یک محلول نقره‌ای برای آزمایش آماده کرد.

argentous compounds can be used in medicine.

می‌توان از ترکیبات نقره‌ای در پزشکی استفاده کرد.

they discovered a new argentous alloy.

آنها یک آلیاژ نقره‌ای جدید کشف کردند.

the argentous layer enhances conductivity.

لایه نقره‌ای رسانایی را افزایش می‌دهد.

argentous sulfide is an important mineral.

کیسه گوگرد نقره یک ماده معدنی مهم است.

he analyzed the argentous content in the sample.

او محتوای نقره را در نمونه تجزیه و تحلیل کرد.

argentous salts are often used in photography.

نمک‌های نقره اغلب در عکاسی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید