arngs

[ایالات متحده]/əˈreɪndʒɪz/
[بریتانیا]/əˈreɪndʒɪz/

ترجمه

v. به ترتیب رساندن؛ برنامه ریزی کردن؛ تأسیس کردن (مثلاً گروه تحلیل اخبار آسیایی)

جملات نمونه

she is making arngs for the wedding.

او در حال تهیه ارگان‌ها برای جشن عروسی است.

the arngs were carefully planned.

ارگان‌ها با دقت برنامه‌ریزی شدند.

can you handle the arngs for the meeting?

آیا می‌توانید ارگان‌های جلسه را مدیریت کنید؟

the travel arngs are complete.

ارگان‌های سفر کامل شده‌اند.

he oversees all the arngs.

او تمام ارگان‌ها را نظارت می‌کند.

the arngs include transportation and accommodation.

ارگان‌ها شامل حمل و نقل و اقامت می‌شود.

we need to finalize the arngs soon.

ما باید ارگان‌ها را به زودی نهایی کنیم.

the arngs were made in advance.

ارگان‌ها به طور پیش‌بینی ساخته شدند.

she took care of all the arngs.

او از تمام ارگان‌ها مراقبت کرد.

the arngs for the event are underway.

ارگان‌های رویداد در حال انجام هستند.

proper arngs were essential for success.

ارگان‌های مناسب برای موفقیت ضروری بود.

the arngs met everyone's expectations.

ارگان‌ها انتظارات همه را برآورده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید