angers

[ایالات متحده]/ˈændʒərz/
[بریتانیا]/ˈænɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را عصبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

angers me deeply

من را عمیقاً خشمگین می‌کند

anger management

مدیریت خشم

fuels angers

خشم را شعله‌ور می‌کند

angers up quickly

به سرعت خشمگین می‌شود

anger issues

مشکلات خشم

angers towards

خشم نسبت به

unintentionally angers

ناخواسته خشمگین می‌کند

angers others

دیگران را خشمگین می‌کند

جملات نمونه

his rudeness angers me.

بی‌ادبیش او باعث عصبانیت من می‌شود.

the injustice angers the public.

ناروايي باعث عصبانيت مردم می‌شود.

traffic jams anger many drivers.

ترافیک سنگین باعث عصبانیت بسیاری از رانندگان می‌شود.

her constant criticism angers her coworkers.

انتقادات مداوم او باعث عصبانیت همکارانش می‌شود.

the news angered the protesters.

این خبر باعث عصبانیت معترضان شد.

his actions anger his family.

رفتار او باعث عصبانیت خانواده‌اش می‌شود.

their lies anger me deeply.

تهمت‌های آن‌ها عمیقاً مرا عصبانی می‌کند.

the unfair treatment angers the students.

رفتار ناعادلانه باعث عصبانیت دانش‌آموزان می‌شود.

being ignored angers her.

نادیده گرفته شدن او را عصبانی می‌کند.

his words anger her.

کلمات او او را عصبانی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید