arpent

[ایالات متحده]/ˈɑːr.pɛnt/
[بریتانیا]/ərˈpɛnt/

ترجمه

n. واحدی از مساحت برابر با 100 پرچ مربع، که قبلاً در فرانسه استفاده می‌شد.
Word Forms
جمعarpents

جملات نمونه

the farmer owns several arpent of land.

کشیش صاحب چندین آرپن زمین است.

they plan to buy an arpent for their new home.

آنها قصد دارند یک آرپن برای خانه جدیدشان بخرند.

this region has an average yield of crops per arpent.

این منطقه به طور متوسط ​​در هر آرپن، عملکرد محصولی دارد.

the property spans over three arpent of lush greenery.

این ملک شامل سه آرپن سبزه زاری است.

he inherited an arpent from his grandfather.

او یک آرپن را از پدربزرگش به ارث برد.

they are converting the arpent into a community garden.

آنها در حال تبدیل آرپن به یک باغچه عمومی هستند.

each arpent can support a family of four.

هر آرپن می تواند از یک خانواده چهار نفره حمایت کند.

she measured the arpent carefully before planting.

او قبل از کاشتن، آرپن را با دقت اندازه گیری کرد.

the local government offers grants for arpent restoration.

دولت محلی برای بازسازی آرپن کمک هزینه ارائه می دهد.

he sold his arpent to fund his education.

او آرپن خود را برای تامین هزینه تحصیلاتش فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید