arterias

[ایالات متحده]/ˈɑːrˈtɪəriə/
[بریتانیا]/ˌɑːrˈtɪri ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عروق خونی که خون اکسیژن‌دار را از قلب به بافت‌های بدن حمل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

arteria stenosis

تنگی شریان

cerebral arteria occlusion

انسداد شریان مغزی

arteria bypass surgery

جراحی بای‌پس شریان

coronary arteria disease

بیماری شریان کرونری

arteria aneurysm

آneurysm شریان

peripheral arteria disease

بیماری شریان محیطی

arteria inflammation

التهاب شریان

arteria dissection

پارگی شریان

arteria spasm

اسپاسم شریان

pulmonary arteria hypertension

فشار خون ریوی شریانی

جملات نمونه

the arteria carries oxygen-rich blood to the tissues.

شریان خون غنی از اکسیژن را به بافت‌ها می‌رساند.

doctors monitor the arteria for any signs of blockage.

پزشکان شریان را برای هرگونه علائم انسداد زیر نظر دارند.

damage to the arteria can lead to serious health issues.

آسیب به شریان می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the surgeon repaired the damaged arteria during the operation.

جراح در طول عمل جراحی شریان آسیب‌دیده را ترمیم کرد.

understanding the function of the arteria is crucial for medical students.

درک عملکرد شریان برای دانشجویان پزشکی بسیار مهم است.

arteria health is essential for maintaining overall well-being.

سلامت شریان برای حفظ سلامت کلی ضروری است.

cholesterol can build up in the arteria over time.

کلسترول می‌تواند در طول زمان در شریان تجمع یابد.

regular exercise helps keep the arteria healthy.

ورزش منظم به حفظ سلامت شریان کمک می‌کند.

inflammation can affect the function of the arteria.

التهاب می‌تواند بر عملکرد شریان تأثیر بگذارد.

medical imaging can reveal issues with the arteria.

تصویربرداری پزشکی می‌تواند مشکلات شریان را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید