arthroscope

[ایالات متحده]/ˈɑːrθrɒskəʊp/
[بریتانیا]/ˌɑːrθɹoˈskోʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری پزشکی که برای مشاهده داخل یک مفصل استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arthroscope examination

معاینه آندروسکوپی

arthroscope visualization

تصویربرداری آندروسکوپی

arthroscope image

تصویر آندروسکوپ

arthroscope insertion

وارد کردن آندروسکوپ

جملات نمونه

the surgeon used an arthroscope to examine the joint.

جراح از یک آندوسکوپ برای معاینه مفصل استفاده کرد.

arthroscopes are commonly used in minimally invasive surgeries.

آندوسکوپ‌ها معمولاً در جراحی‌های کم تهاجمی استفاده می‌شوند.

after the procedure, the patient felt relief thanks to the arthroscope.

پس از انجام عمل، بیمار به لطف آندوسکوپ احساس بهبودی کرد.

the doctor explained how the arthroscope works.

پزشک توضیح داد که آندوسکوپ چگونه کار می‌کند.

using an arthroscope can reduce recovery time significantly.

استفاده از آندوسکوپ می‌تواند زمان بهبودی را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

an arthroscope allows for better visualization of the joint structures.

آندوسکوپ امکان تجسم بهتر ساختارهای مفصلی را فراهم می‌کند.

arthroscope technology has advanced over the years.

فناوری آندوسکوپ در طول سال‌ها پیشرفت کرده است.

he required an arthroscope to diagnose his knee pain.

او برای تشخیص درد زانو به یک آندوسکوپ نیاز داشت.

the recovery process after an arthroscope is usually quick.

فرآیند بهبودی پس از آندوسکوپ معمولاً سریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید