joint

[ایالات متحده]/dʒɔɪnt/
[بریتانیا]/dʒɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای که اجزا به هم متصل می‌شوند؛ جایی که دو چیز به هم متصل می‌شوند
adj. مشترک بین یا شامل دو یا چند طرف؛ انجام شده توسط یا شامل دو یا چند طرف
vt. متصل کردن یا پیوستن
vi. مناسب بودن یا متحد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

joint pain

درد مفاصل

joint inflammation

التهاب مفصلی

joint swelling

تورم مفصلی

joint venture

همکاری مشترک

knee joint

مفصل زانو

welded joint

اتصال جوش داده شده

joint stock

سهام مشترک

welding joint

اتصال جوشکاری

butt joint

اتصال ته به ته

joint effort

تلاش مشترک

sino-foreign joint venture

مشروعیت مشترک سینو-خارجی

expansion joint

اتصال انبساط

hip joint

مفصل ران

joint action

اقدام مشترک

joint venture enterprise

شرکت سرمایه‌گذاری مشترک

universal joint

اتصال جهانی

joint stock company

شرکت سهامی خاص

joint statement

بیانیه مشترک

solder joint

اتصال لحیم کاری شده

joint operation

عملیات مشترک

weld joint

اتصال جوشی

joint investment

سرمایه گذاری مشترک

ankle joint

مفصل مچ پا

جملات نمونه

a joint of ham.

یک قطعه گوشت چرب

a joint session of Congress.

یک جلسه مشترک کنگره

joint a boom on a crane.

پیوستن به یک رونق بر روی یک جرثقیل

a joint and several responsibility

مسئولیت مشترک و چندگانه

immobility of a joint

بی حرکتی مفصل

they took out a joint policy.

آنها یک بیمه مشترک گرفتند.

the joint was eaten at one sitting.

پیپ در یک نشست خورد شد.

a joint probability density function

تابع چگالی احتمال مشترک

Joint inheritance or heirship of property.

ارث مشترک یا وراثت اموال.

to calk a pipe joint

برای محاسبه یک مفاصل لوله

our joint presence; a joint income-tax return.

حضور مشترک ما؛ اظهارنامه مالیاتی درآمد مشترک.

Joint: Wood-to-wood with cocobolo joint sleeve.

مفصل: چوب به چوب با آستین مفصل کوکوبولو.

don't bogart that joint, my friend.

دوست من، آن پیپ را نگیر.

I was casing the joint .

من در حال بررسی محل بودم.

a joint enterprise between French and Japanese companies.

یک مشارکت مشترک بین شرکت‌های فرانسوی و ژاپنی.

نمونه‌های واقعی

The fingers are flexed at the interphalangeal joints and can't abduct or adduct.

انگشتان در مفاصل بین انگشتی خم شده اند و نمی توانند از طرف یا به طرف داخل حرکت کنند.

منبع: Osmosis - Nerve

The mason flushed the joint with mortar.

معمار مفاصل را با ملات شستشو داد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

They even offer a joint day pass!

آنها حتی یک کارت روز مشترک ارائه می دهند!

منبع: Travel around the world

Joint pain, however, will radiate pain around the joints and not the muscle.

درد مفاصل، با این حال، باعث درد در اطراف مفاصل می شود و نه در عضله.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

They`re also angry about ongoing joint military exercises.

آنها همچنین در مورد تمرینات نظامی مشترک در حال انجام عصبانی هستند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

This is the joint here. Your wrist.

این مفصل اینجاست. مچ دست شما.

منبع: Learn phrases and vocabulary with Vanessa.

Right, and will this be a joint account?

درست است، آیا این یک حساب مشترک خواهد بود؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

Fast food joints like McDonalds and Taco Bell abound.

فست فودها مانند مک دونالد و تاکو بل فراوان هستند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection May 2015

You'd have to recognise the joints.

شما باید مفاصل را تشخیص دهید.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

It's a little gourmet hot dog joint.

این یک ساندویچ داغ گورو مت کوچک است.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید