artificializing

[ایالات متحده]/ˌɑːrtɪfɪʃəlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɑːr.tɪ.fɪʃ.əl.aɪ.zɪŋ/

ترجمه

v چیزی مصنوعی یا غیرطبیعی ساختن

عبارات و ترکیب‌ها

artificializing intelligence

هوش مصنوعی ساختگی

artificializing human interactions

تعاملات انسانی ساختگی

جملات نمونه

artificializing natural processes can lead to unexpected consequences.

مصنوعی‌سازی فرآیندهای طبیعی می‌تواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.

the goal of artificializing the ecosystem is to enhance biodiversity.

هدف از مصنوعی‌سازی اکوسیستم افزایش تنوع زیستی است.

some critics argue that artificializing art diminishes its value.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که مصنوعی‌سازی هنر ارزش آن را کاهش می‌دهد.

artificializing emotions in ai can create more relatable machines.

مصنوعی‌سازی احساسات در هوش مصنوعی می‌تواند ماشین‌هایی با قابلیت ارتباط بیشتر ایجاد کند.

he believes that artificializing food production is necessary for sustainability.

او معتقد است که مصنوعی‌سازی تولید غذا برای پایداری ضروری است.

artificializing language can help in teaching non-native speakers.

مصنوعی‌سازی زبان می‌تواند به آموزش زبان‌ آموزان غیربومی کمک کند.

critics warn that artificializing relationships may lead to loneliness.

منتقدان هشدار می‌دهند که مصنوعی‌سازی روابط ممکن است منجر به تنهایی شود.

artificializing the landscape can change its natural beauty.

مصنوعی‌سازی چشم‌انداز می‌تواند زیبایی طبیعی آن را تغییر دهد.

some scientists are exploring the benefits of artificializing weather patterns.

برخی از دانشمندان در حال بررسی مزایای مصنوعی‌سازی الگوهای آب و هوا هستند.

artificializing social interactions can make online communication feel more genuine.

مصنوعی‌سازی تعاملات اجتماعی می‌تواند باعث شود ارتباطات آنلاین واقعی‌تر به نظر برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید