ascites

[ایالات متحده]/ˈæsɪtaɪz/
[بریتانیا]/əˈsaɪtɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجمع غیرطبیعی مایع در شکم.

عبارات و ترکیب‌ها

ascites in patients

آسیت در بیماران

diagnose ascites

تشخیص آسیت

ascites treatment options

گزینه‌های درمان آسیت

monitor ascites progression

نظارت بر پیشرفت آسیت

manage ascites effectively

مدیریت مؤثر آسیت

ascites complications

عوارض آسیت

جملات نمونه

patients with ascites often require special dietary considerations.

بیماران مبتلا به آسیت اغلب به ملاحظات غذایی خاصی نیاز دارند.

ascites can be a sign of liver disease.

آسیت می‌تواند نشانه‌ای از بیماری کبدی باشد.

doctors may perform a paracentesis to relieve ascites.

پزشکان ممکن است برای تسکین آسیت پاراسنتز انجام دهند.

managing ascites often involves diuretics.

مدیریت آسیت اغلب شامل استفاده از دیورتیک‌ها می‌شود.

ascites can lead to discomfort and difficulty breathing.

آسیت می‌تواند منجر به ناراحتی و مشکل در تنفس شود.

ultrasound can help diagnose the presence of ascites.

سونوگرافی می‌تواند به تشخیص آسیت کمک کند.

patients with ascites may experience swelling in the abdomen.

بیماران مبتلا به آسیت ممکن است دچار تورم در شکم شوند.

ascites management is crucial for patients with cirrhosis.

مدیریت آسیت برای بیماران مبتلا به سیروز بسیار مهم است.

in severe cases, surgical intervention may be necessary for ascites.

در موارد شدید، ممکن است برای آسیت جراحی لازم باشد.

regular monitoring is essential for patients suffering from ascites.

نظارت منظم برای بیماران مبتلا به آسیت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید