ascitess

[ایالات متحده]/ə'saiti:z/
[بریتانیا]/əˈsaɪtˌiːs/

ترجمه

n. شرایطی که در آن مقدار غیرعادی از مایع در شکم جمع می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

ascitess the situation

وضعیت را بررسی کنید

ascitess of knowledge

دانش مورد نظر

ascitess the details

جزئیات مورد نظر

ascitess for clarity

برای وضوح

جملات نمونه

he ascitess to the demands of his new job.

او با خواسته‌های شغل جدیدش سازگار می‌شود.

she ascitess to the challenges of being a parent.

او با چالش‌های والد بودن سازگار می‌شود.

they ascitess to the changes in the market.

آنها با تغییرات بازار سازگار می‌شوند.

we need to ascitess to the new regulations.

ما باید با مقررات جدید سازگار شویم.

he quickly ascitess to the team dynamics.

او به سرعت با پویایی گروه سازگار می‌شود.

she found it hard to ascitess to the cold climate.

او سازگار شدن با آب و هوای سرد را دشوار یافت.

they ascitess to living in a different country.

آنها با زندگی در یک کشور دیگر سازگار می‌شوند.

he ascitess to the fast-paced environment.

او با محیط پرشتاب سازگار می‌شود.

she has to ascitess to her new role at work.

او باید با نقش جدیدش در محل کار سازگار شود.

it took time for him to ascitess to the new lifestyle.

مدتی طول کشید تا او با سبک زندگی جدید سازگار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید