ascolichen

[ایالات متحده]/ˈæs.koʊ.lɪ.tʃən/
[بریتانیا]/əˈskoʊlɪˌtʃən/

ترجمه

n. نوعی خزه که آشی (asci) تولید می‌کند، ساختارهای کیسه‌ای که شامل هاگ‌ها (spores) هستند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ascolichen diversity

تنوع آسکولیچن

ascolichen symbiosis

همزیستی آسکولیچن

study ascolichen communities

مطالعه جوامع آسکولیچن

ascolichen identification guide

راهنمای شناسایی آسکولیچن

ascolichen ecological role

نقش اکولوژیکی آسکولیچن

ascolichen taxonomy classification

طبقه بندی वर्गीकरण آسکولیچن

ascolichen genetic analysis

تجزیه و تحلیل ژنتیکی آسکولیچن

ascolichen distribution patterns

الگوهای توزیع آسکولیچن

ascolichen environmental sensitivity

حساسیت محیطی آسکولیچن

جملات نمونه

ascolichen is often found in moist environments.

اسکولیتشن اغلب در محیط‌های مرطوب یافت می‌شود.

scientists study ascolichen for its unique properties.

دانشمندان اسکولیتشن را به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردش مطالعه می‌کنند.

ascolichen can indicate the health of an ecosystem.

اسکولیتشن می‌تواند نشان‌دهنده سلامت یک اکوسیستم باشد.

many artists use ascolichen in their work.

بسیاری از هنرمندان از اسکولیتشن در آثار خود استفاده می‌کنند.

ascolichen is a fascinating subject in biology.

اسکولیتشن یک موضوع جذاب در زیست‌شناسی است.

you can find ascolichen on tree bark.

می‌توانید اسکولیتشن را روی پوست درخت پیدا کنید.

ascolichen plays a role in soil formation.

اسکولیتشن در تشکیل خاک نقش دارد.

people collect ascolichen for research purposes.

افراد اسکولیتشن را برای اهداف تحقیقاتی جمع‌آوری می‌کنند.

ascolichen has various medicinal uses.

اسکولیتشن کاربردهای دارویی مختلفی دارد.

understanding ascolichen helps in environmental conservation.

درک اسکولیتشن به حفظ محیط‌زیست کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید