ascribes

[ایالات متحده]/əˈskraɪbz/
[بریتانیا]/əˈskrɪbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ویژگی‌ها را به کسی یا چیزی نسبت می‌دهد، مسئولیت یا اعتبار را به کسی یا چیزی اختصاص می‌دهد؛ باور دارد که چیزی دارای یک کیفیت یا خصوصیت خاص است

جملات نمونه

she ascribes her success to hard work and perseverance.

او موفقیت خود را به تلاش و پشتکار نسبت می‌دهد.

the author ascribes great importance to education in her writings.

نویسنده در نوشته‌های خود اهمیت زیادی به آموزش می‌دهد.

he ascribes his happiness to the support of his family.

او خوشبختی خود را به حمایت خانواده نسبت می‌دهد.

many scientists ascribe the phenomenon to climate change.

بسیاری از دانشمندان این پدیده را به تغییرات آب و هوایی نسبت می‌دهند.

she ascribes her artistic talent to her mother's influence.

او استعداد هنری خود را به تأثیر مادرش نسبت می‌دهد.

they ascribe the team's success to their strong leadership.

آنها موفقیت تیم را به رهبری قوی آنها نسبت می‌دهند.

he ascribes his health issues to a poor diet.

او مشکلات سلامتی خود را به رژیم غذایی نامناسب نسبت می‌دهد.

researchers ascribe the increase in cases to a lack of awareness.

محققان افزایش موارد را به عدم آگاهی نسبت می‌دهند.

the teacher ascribes her students' improvement to their hard work.

معلم پیشرفت دانش‌آموزان خود را به تلاش آنها نسبت می‌دهد.

he ascribes his recent success to networking opportunities.

او موفقیت اخیر خود را به فرصت‌های شبکه‌سازی نسبت می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید