he reckons
او فکر میکند
she reckons
او فکر میکند
they reckon
آنها فکر میکنند
everyone reckons
همه فکر میکنند
john reckons
جان فکر میکند
it reckons
آن فکر میکند
she reckons so
او همینوطور فکر میکند
he reckons not
او چنین فکر نمیکند
they reckon otherwise
آنها در غیر این صورت فکر میکنند
who reckons
چه کسی فکر میکند
she reckons that the project will be successful.
او حدس میزند که پروژه موفق خواهد بود.
he reckons it's going to rain tomorrow.
او حدس میزند که فردا باران خواهد بارید.
the teacher reckons that the students need more practice.
معلم حدس میزند که دانشآموزان به تمرین بیشتری نیاز دارند.
they reckon the new policy will improve efficiency.
آنها حدس میزنند که سیاست جدید باعث بهبود کارایی خواهد شد.
she reckons he is the best candidate for the job.
او حدس میزند که او بهترین گزینه برای این شغل است.
he reckons that learning a new language is essential.
او حدس میزند که یادگیری یک زبان جدید ضروری است.
experts reckon that climate change is accelerating.
متخصصان حدس میزنند که تغییرات آب و هوایی در حال تسریع است.
she reckons they should start the meeting earlier.
او حدس میزند که آنها باید جلسه را زودتر شروع کنند.
he reckons that reading books is very important.
او حدس میزند که خواندن کتابها بسیار مهم است.
the manager reckons the team will meet the deadline.
مدیر حدس میزند که تیم مهلت مقرر را رعایت خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید