ashcakes

[ایالات متحده]/æʃkeɪk/
[بریتانیا]/eshkeɪk/

ترجمه

n. نوعی نان تخت که با پختن آرد ذرت بر روی خاکستر داغ تهیه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

ashcake and tea

اشکاکه و چای

جملات نمونه

she baked an ashcake for the family reunion.

او یک آش‌کیک برای دیدار خانوادگی پخت.

they enjoyed the traditional ashcake at the festival.

آنها از آش‌کیک سنتی در جشنواره لذت بردند.

he learned how to make ashcake from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه آش‌کیک را از مادربزرگش درست کند.

we served ashcake with a side of honey.

ما آش‌کیک را با یک طرف عسل سرو کردیم.

the recipe for ashcake has been passed down for generations.

دستور العمل آش‌کیک نسل‌ها به نسل‌ها منتقل شده است.

during the picnic, we packed some ashcake.

در طول پیک‌نیک، ما مقداری آش‌کیک بستیم.

she prefers her ashcake with a sprinkle of salt.

او ترجیح می‌دهد آش‌کیکش را با مقدار کمی نمک بخورد.

making ashcake requires special cooking techniques.

تهیه آش‌کیک به تکنیک‌های پخت و پز خاصی نیاز دارد.

the ashcake was a hit among the guests.

آش‌کیک مورد علاقه مهمانان بود.

he reminisced about childhood memories of eating ashcake.

او در مورد خاطرات دوران کودکی خوردن آش‌کیک فکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید