asphalting

[ایالات متحده]/ˈæs.fæl.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæsfælˈtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشش دادن یک سطح با آسفالت؛ به کار بردن آسفالت بر روی یک سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

asphalting a road

آسفالتی کردن یک جاده

the asphalting process

فرآیند آسفالت‌گذاری

asphalting work

کار آسفالت‌گذاری

asphalting contractors

پیمانکاران آسفالت

asphalting and paving

آسفالت و روسازی

complete asphalting

آسفالت‌گذاری کامل

asphalting costs

هزینه‌های آسفالت‌گذاری

asphalting equipment

تجهیزات آسفالت‌گذاری

asphalting safety

ایمنی آسفالت‌گذاری

جملات نمونه

the city is planning asphalting of the main roads.

شهر در حال برنامه‌ریزی برای آسفالت‌سازی جاده‌های اصلی است.

asphalting the parking lot will take a few days.

آسفالت کردن پارکینگ چند روز طول می‌کشد.

asphalting is essential for road maintenance.

آسفالت‌سازی برای نگهداری جاده‌ها ضروری است.

they are asphalting the new highway this month.

آنها این ماه در حال آسفالت کردن بزرگراه جدید هستند.

asphalting improves driving conditions significantly.

آسفالت‌سازی شرایط رانندگی را به طور قابل توجهی بهبود می‌بخشد.

the asphalting process requires careful planning.

فرآیند آسفالت‌سازی نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

asphalting can reduce road noise for nearby residents.

آسفالت‌سازی می‌تواند صدای جاده را برای ساکنان نزدیک کاهش دهد.

they hired a contractor for the asphalting project.

آنها برای پروژه آسفالت‌سازی یک پیمانکار استخدام کردند.

asphalting should be done during dry weather.

آسفالت‌سازی باید در هوای خشک انجام شود.

the asphalting crew worked late into the night.

گروه آسفالت‌سازی تا دیروقت شب کار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید