assertions

[ایالات متحده]/əˈsɜːrʃənz/
[بریتانیا]/ərˈsɜːrʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانیه‌هایی که چیزی درست است، اغلب بدون مدرک؛ عمل بیان کردن چیزی به عنوان حقیقت.

عبارات و ترکیب‌ها

make assertions about

اظهارات در مورد ایجاد کردن

unsupported assertions

اظهارات بدون پشتیبانی

false assertions

اظهارات نادرست

assertion without evidence

اظهاراتی بدون مدرک

challenging assertions

اظهارات چالش برانگیز

examine the assertions

بررسی اظهارات

contradictory assertions

اظهارات متناقض

جملات نمونه

her assertions about the project were well-received.

اظهارات او در مورد پروژه با استقبال خوبی روبرو شد.

the lawyer made several assertions during the trial.

وکیل در طول دادگاه چندین ادعا مطرح کرد.

his assertions were supported by strong evidence.

ادعاهای او با شواهد قوی پشتیبانی می شد.

we need to verify the assertions made in the report.

ما باید ادعاهایی که در گزارش مطرح شده اند را بررسی کنیم.

her bold assertions challenged the status quo.

اظهارات جسورانه او وضعیت موجود را به چالش کشید.

the scientist's assertions sparked a heated debate.

اظهارات دانشمند بحثی داغ را برانگیخت.

he backed his assertions with detailed research.

او ادعاهای خود را با تحقیقات مفصل پشتیبانی کرد.

many of her assertions were later proven incorrect.

بسیاری از ادعاهای او بعداً نادرست ثابت شدند.

they made several assertions regarding the benefits of the program.

آنها چندین ادعا در مورد مزایای برنامه مطرح کردند.

the committee reviewed the assertions before making a decision.

کمیته قبل از تصمیم گیری، ادعاها را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید