convictions

[ایالات متحده]/kənˈvɪkʃənz/
[بریتانیا]/kənˈvɪkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باورها یا نظرات محکم؛ عمل یافتن کسی به جرم؛ حالت متقاعد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

strong convictions

قاطعیت‌های قوی

deep convictions

قاطعیت‌های عمیق

personal convictions

قاطعیت‌های شخصی

moral convictions

قاطعیت‌های اخلاقی

political convictions

قاطعیت‌های سیاسی

religious convictions

قاطعیت‌های مذهبی

firm convictions

قاطعیت‌های محکم

core convictions

قاطعیت‌های اساسی

shared convictions

قاطعیت‌های مشترک

conflicting convictions

قاطعیت‌های متناقض

جملات نمونه

she stood by her convictions despite the pressure.

او با وجود فشارها به باورهای خود پایبند ماند.

his convictions guide his decisions in life.

باورهای او راهنمای تصمیمات زندگی‌اش هستند.

we should respect each other's convictions.

ما باید به باورهای یکدیگر احترام بگذاریم.

her strong convictions made her a great leader.

باورهای قوی او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

he often challenges his own convictions.

او اغلب باورهای خود را به چالش می‌کشد.

they shared similar convictions about social justice.

آنها باورهای مشابهی در مورد عدالت اجتماعی داشتند.

convictions can change over time with new experiences.

باورها می‌توانند با تجربه‌های جدید در طول زمان تغییر کنند.

her convictions were tested during the debate.

باورهای او در طول بحث مورد آزمایش قرار گرفتند.

he fights for his convictions every day.

او هر روز برای باورهای خود مبارزه می‌کند.

understanding your convictions is important for personal growth.

درک باورهای خود برای رشد شخصی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید