strong convictions
قاطعیتهای قوی
deep convictions
قاطعیتهای عمیق
personal convictions
قاطعیتهای شخصی
moral convictions
قاطعیتهای اخلاقی
political convictions
قاطعیتهای سیاسی
religious convictions
قاطعیتهای مذهبی
firm convictions
قاطعیتهای محکم
core convictions
قاطعیتهای اساسی
shared convictions
قاطعیتهای مشترک
conflicting convictions
قاطعیتهای متناقض
she stood by her convictions despite the pressure.
او با وجود فشارها به باورهای خود پایبند ماند.
his convictions guide his decisions in life.
باورهای او راهنمای تصمیمات زندگیاش هستند.
we should respect each other's convictions.
ما باید به باورهای یکدیگر احترام بگذاریم.
her strong convictions made her a great leader.
باورهای قوی او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.
he often challenges his own convictions.
او اغلب باورهای خود را به چالش میکشد.
they shared similar convictions about social justice.
آنها باورهای مشابهی در مورد عدالت اجتماعی داشتند.
convictions can change over time with new experiences.
باورها میتوانند با تجربههای جدید در طول زمان تغییر کنند.
her convictions were tested during the debate.
باورهای او در طول بحث مورد آزمایش قرار گرفتند.
he fights for his convictions every day.
او هر روز برای باورهای خود مبارزه میکند.
understanding your convictions is important for personal growth.
درک باورهای خود برای رشد شخصی مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید