assignations

[ایالات متحده]/æsˈaɪn.eɪʃənz/
[بریتانیا]/əˌsaɪnˈeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسات به طور مخفیانه ترتیب داده شده، به ویژه برای اهداف عاشقانه؛ قرارها یا جلسات رسمی؛ عمل واگذاری چیزی به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

secret assignations

قرار ملاقات‌های مخفی

clandestine assignations

قرار ملاقات‌های پنهانی

arrange assignations carefully

قرار ملاقات‌ها را با دقت تنظیم کنید

suspicious assignations

قرار ملاقات‌های مشکوک

fulfill assignations promptly

قرار ملاقات‌ها را به سرعت انجام دهید

romantic assignations

قرار ملاقات‌های عاشقانه

جملات نمونه

they made secret assignations at the café.

آنها قرار ملاقات‌های مخفیانه در کافه می‌گذاشتند.

his assignations often led to unexpected adventures.

قرار ملاقات‌های او اغلب به ماجراهای غیرمنتظره‌ای منجر می‌شد.

she kept her assignations discreet to avoid gossip.

او قرار ملاقات‌های خود را مخفی نگه می‌داشت تا از شایعه‌ پراکنی جلوگیری کند.

assignations in the park were common for lovers.

قرار ملاقات در پارک برای عاشقان رایج بود.

he was known for his numerous assignations.

او به خاطر قرار ملاقات‌های متعددش معروف بود.

the assignations were carefully planned to ensure privacy.

قرار ملاقات‌ها به دقت برنامه‌ریزی شده بودند تا از حریم خصوصی اطمینان حاصل شود.

her assignations were always filled with romance.

قرار ملاقات‌های او همیشه پر از رمانتیک بود.

they had assignations that lasted for hours.

آنها قرار ملاقات‌هایی داشتند که ساعت‌ها طول می‌کشید.

he received a note about their next assignation.

او یادداشتی در مورد قرار ملاقات بعدی آنها دریافت کرد.

assignations can sometimes lead to complications.

گاهی اوقات قرار ملاقات‌ها می‌توانند منجر به عوارض شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید