assignors

[ایالات متحده]/əˈsɪɡnər/
[بریتانیا]/əˌsɪɡˈnoːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که حق، مالکیت یا تعهدی را به شخص دیگری واگذار می‌کند؛ در زمینه‌های قانونی، اعطا کننده‌ی یک اختراع یا حق مالکیت معنوی دیگر.

عبارات و ترکیب‌ها

assignor rights

حقوق واگذارکننده

identify the assignor

شناسایی واگذارکننده

notify the assignor

اطلاع‌رسانی به واگذارکننده

the assignor’s consent

رضایت واگذارکننده

assignor responsibility

مسئولیت واگذارکننده

the assignor’s obligation

تعهد واگذارکننده

the assignor company

شرکت واگذارکننده

جملات نمونه

the assignor must provide clear instructions for the transfer.

نادهنده باید دستورالعمل‌های واضحی برای انتقال ارائه دهد.

the contract states that the assignor retains certain rights.

قرارداد بیان می‌کند که ناینده حقوق خاصی را حفظ می‌کند.

both parties must agree on the responsibilities of the assignor.

هر دو طرف باید در مورد مسئولیت‌های ناینده به توافق برسند.

the assignor is responsible for any liabilities incurred.

ناینده مسئول هرگونه بدهی است.

it is essential for the assignor to notify the assignee.

برای ناینده ضروری است که به ذینفع اطلاع دهد.

the assignor must ensure that all documents are accurate.

ناینده باید اطمینان حاصل کند که تمام اسناد دقیق هستند.

an assignor can transfer rights under certain conditions.

ناینده می‌تواند حقوق را تحت شرایط خاصی انتقال دهد.

the assignor agreed to the terms of the agreement.

ناینده با شرایط قرارداد موافقت کرد.

in case of dispute, the assignor must provide evidence.

در صورت بروز اختلاف، ناینده باید مدرک ارائه دهد.

the assignor's signature is required for validation.

برای تایید، امضای ناینده مورد نیاز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید