assimilability

[ایالات متحده]/ˌæsɪmɪˈlæbɪlɪti/
[بریتانیا]/əˌsɪmɪˈlæbɪləti/

ترجمه

n. قابلیت جذب یا ادغام شدن به چیزی دیگر.

جملات نمونه

the assimilability of new ideas is crucial for innovation.

قابلیت انطباق ایده‌های جدید برای نوآوری بسیار مهم است.

students' assimilability to different cultures can enhance their learning experience.

توانایی دانشجویان در انطباق با فرهنگ‌های مختلف می‌تواند تجربه یادگیری آن‌ها را ارتقا دهد.

the assimilability of various materials affects their usability in construction.

قابلیت انطباق مواد مختلف بر کارایی آن‌ها در ساخت و ساز تأثیر می‌گذارد.

high assimilability is a key factor in successful team dynamics.

قابلیت انطباق بالا یک عامل کلیدی در پویایی گروه موفق است.

the assimilability of the software to different operating systems is impressive.

قابلیت انطباق نرم‌افزار با سیستم عامل‌های مختلف بسیار چشمگیر است.

we need to assess the assimilability of these policies in our community.

ما باید قابلیت انطباق این سیاست‌ها در جامعه خود را ارزیابی کنیم.

understanding the assimilability of language skills can aid in teaching.

درک قابلیت انطباق مهارت‌های زبانی می‌تواند به آموزش کمک کند.

the assimilability of different learning styles can vary greatly.

قابلیت انطباق سبک‌های یادگیری مختلف می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

researchers study the assimilability of species in new environments.

محققان قابلیت انطباق گونه‌ها در محیط‌های جدید را مطالعه می‌کنند.

the assimilability of cultural practices can lead to greater social harmony.

قابلیت انطباق شیوه‌های فرهنگی می‌تواند منجر به هماهنگی اجتماعی بیشتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید