assyrian

[ایالات متحده]/ə'siriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با آشوری‌ها
n. یکی از اعضای قوم آشوری

عبارات و ترکیب‌ها

Ancient Assyrians

آشوریان باستانی

Assyrian Empire

امپراتوری آشوری

Assyrian civilization

تمدن آشوری

assyrian civilization

تمدن آشوری

assyrian language

زبان آشوری

assyrian cuneiform

خط میخی آشوری

assyrian king

شاه آشوری

assyrian empire

امپراتوری آشوری

assyrian art

هنر آشوری

assyrian mythology

اساطیر آشوری

assyrian people

مردم آشوری

assyrian history

تاریخ آشوری

جملات نمونه

the assyrian empire was one of the earliest civilizations.

امپراتوری آشوری یکی از اولین تمدن‌ها بود.

many assyrian artifacts have been discovered in archaeological sites.

آثار باستانی بسیاری از آشوریان در محل‌های باستان‌شناسی کشف شده است.

assyrian culture has influenced many modern societies.

فرهنگ آشوری بر بسیاری از جوامع مدرن تأثیر گذاشته است.

the assyrian language is a semitic language.

زبان آشوری یک زبان سامی است.

assyrian history is rich and complex.

تاریخ آشوری غنی و پیچیده است.

there are still assyrian communities in the middle east today.

هنوز هم جوامع آشوری در خاورمیانه وجود دارند.

assyrian art is known for its intricate carvings.

هنر آشوری به خاطر حکاکی‌های پیچیده خود شناخته شده است.

assyrian mythology includes many fascinating stories.

اساطیر آشوری شامل داستان‌های جالب بسیاری است.

the assyrian king was known for his military conquests.

شاه آشوری به خاطر فتوحات نظامی خود شناخته می‌شد.

many assyrian churches still preserve ancient traditions.

بسیاری از کلیساهای آشوری هنوز سنت‌های باستانی را حفظ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید