| جمع | astrakhans |
astrakhan fur
گربه خز
astrakhan hat
کلاه خزری
astrakhan coat
پالتوی خزری
The impresario had buttoned his astrakhan coat.
مُدیر صحنه بارانی کت خود را با دکمه بست.
astrakhan fur
گربه خز
astrakhan hat
کلاه خزری
astrakhan coat
پالتوی خزری
The impresario had buttoned his astrakhan coat.
مُدیر صحنه بارانی کت خود را با دکمه بست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید