astringencies

[ایالات متحده]/ˈæstrɪŋdʒənz/
[بریتانیا]/ˌæs.trɪnˈd͡ʒən.siz/

ترجمه

n. کیفیت قابض بودن؛ اثر سفت کننده یا جمع کننده، به ویژه بر روی بافت‌ها.

جملات نمونه

the government imposed astringencies to control inflation.

دولت برای کنترل تورم، محدودیت‌هایی اعمال کرد.

during the economic crisis, astringencies were necessary for recovery.

در طول بحران اقتصادی، برای بازیابی، محدودیت‌ها ضروری بودند.

many businesses faced astringencies due to the pandemic.

بسیاری از مشاغل به دلیل همه‌گیری با محدودیت‌ها روبرو شدند.

the school's budget cuts resulted in astringencies in programs.

کاهش بودجه مدرسه منجر به محدودیت در برنامه‌ها شد.

he had to adapt to the astringencies of a new lifestyle.

او مجبور شد با محدودیت‌های یک سبک زندگی جدید سازگار شود.

in times of astringencies, creativity often flourishes.

در زمان محدودیت‌ها، خلاقیت اغلب شکوفا می‌شود.

she learned to thrive despite the astringencies of her environment.

او یاد گرفت با وجود محدودیت‌های محیطش رشد کند.

the astringencies of the new policy affected many employees.

محدودیت‌های سیاست جدید بر بسیاری از کارمندان تأثیر گذاشت.

facing astringencies, the team had to prioritize their tasks.

در مواجهه با محدودیت‌ها، تیم باید وظایف خود را اولویت‌بندی کند.

astringencies in funding led to innovative solutions.

محدودیت در بودجه منجر به راه حل‌های نوآورانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید