astro

[ایالات متحده]/ˈæstroʊ/
[بریتانیا]/ˈæs.troʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربوط به نجوم یا کاوش فضایی
adj. مربوط به نجوم یا کاوش فضایی

عبارات و ترکیب‌ها

astrophysics

اخترفیزیک

astronaut

کیهان‌نورد

astronomy

اختر شناسی

astrologer

ستاره‌شناس

astrobiology

آستروبیولوژی

astronomical unit

واحد نجومی

astro-turf

چمن مصنوعی

astrological sign

نشانه زودیاک

جملات نمونه

astro physics is a fascinating field of study.

فیزیک نجوم یک حوزه مطالعه‌ی جذاب است.

many people are interested in astro tourism.

بسیاری از مردم به گردشگری فضایی علاقه مند هستند.

astro navigation has been used by sailors for centuries.

ناوبری فضایی برای قرن‌ها توسط دریانوردان استفاده شده است.

she has a great passion for astro photography.

او اشتیاق زیادی به عکاسی فضایی دارد.

astro biology explores the possibility of life beyond earth.

زیست‌شناسی فضایی امکان وجود حیات فراتر از زمین را بررسی می‌کند.

the astro chart reveals important information about your future.

نمودار فضایی اطلاعات مهمی در مورد آینده شما نشان می‌دهد.

astro economics studies the financial aspects of space exploration.

اقتصاد فضایی به جنبه‌های مالی اکتشافات فضایی می‌پردازد.

he is studying astro engineering at the university.

او مهندسی فضایی را در دانشگاه تحصیل می‌کند.

astro events like meteor showers attract many spectators.

رویدادهای فضایی مانند بارش شهابی، بسیاری از تماشاچیان را جذب می کند.

understanding astro dynamics is crucial for space missions.

درک دینامیک فضایی برای مأموریت‌های فضایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید