atheneum

[ایالات متحده]/ˈæθiːniəm/
[بریتانیا]/əˈθiːniəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معبدی اختصاص داده شده به الهه یونانی آتنا؛ کتابخانه یا مؤسسه‌ای برای یادگیری و فرهنگ.
Word Forms
جمعatheneums

عبارات و ترکیب‌ها

atheneum library

کتابخانه آتنیوم

visit the atheneum

بازدید از آتنیوم

historical atheneum building

ساختمان تاریخی آتنیوم

atheneum archives

بایگانی‌های آتنیوم

atheneum lecture hall

سالن سخنرانی آتنیوم

جملات نمونه

the local atheneum hosts weekly book readings.

موسسه محلی آتنیوم میزبان جلسات هفتگی کتابخوانی است.

she found a quiet corner in the atheneum to study.

او گوشه ای آرام در آتنیوم برای مطالعه پیدا کرد.

the atheneum offers a variety of cultural programs.

آتنیوم انواع برنامه های فرهنگی را ارائه می دهد.

members of the atheneum can borrow books for free.

اعضای آتنیوم می توانند کتاب ها را به صورت رایگان امانت بگیرند.

he frequently visits the atheneum to explore new literature.

او اغلب از آتنیوم بازدید می کند تا ادبیات جدید را کشف کند.

the atheneum is a hub for local artists and writers.

آتنیوم یک مرکز برای هنرمندان و نویسندگان محلی است.

she gave a lecture at the atheneum on modern poetry.

او در مورد شعر مدرن در آتنیوم سخنرانی کرد.

children's story time is a popular event at the atheneum.

زمان داستان‌گویی کودکان یک رویداد محبوب در آتنیوم است.

the atheneum's collection includes rare manuscripts.

مجموعه آتنیوم شامل دست‌نویس‌های کمیاب است.

she volunteers at the atheneum every saturday.

او هر شنبه در آتنیوم داوطلب می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید