atlase

[ایالات متحده]/ˈætləs/
[بریتانیا]/ˈætləs/

ترجمه

n. شخصیت مرد که به عنوان یک ستون حمایتی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعatlases

جملات نمونه

the doctor prescribed a new course of atlase for the patient's condition.

دکتر یک دوره جدید از داروی اتلس را برای حالت بیمار تجویز کرد.

it is generally recommended to take atlase with food to improve absorption.

معمولاً توصیه می‌شود اتلس را با غذا مصرف کنید تا جذب بهتری داشته باشد.

common side effects of atlase may include dizziness and dry mouth.

عوارض جانبی رایج اتلس ممکن است شامل گیج‌گی و خشکی دهان باشد.

please consult your physician before combining atlase with other medications.

قبل از ترکیب اتلس با داروهای دیگر، لطفاً با پزشک خود مشورت کنید.

the pharmacist explained the correct dosage for atlase tablets.

داروساز دوز درست برای ماهیچه‌های اتلس را توضیح داد.

clinical trials have demonstrated the efficacy of atlase in treating chronic pain.

آزمایش‌های بالینی کارایی اتلس در درمان درد مزمن را نشان داده‌اند.

keep atlase out of reach of children and store in a cool place.

اتلس را از دسترس کودکان دور نگه دارید و در جایی سرد نگه دارید.

patients with liver problems should use atlase with extreme caution.

بیمارانی که مشکل کبدی دارند باید اتلس را با احتیاط بسیار استفاده کنند.

the insurance company approved the claim for the atlase prescription.

شرکت بیمه درخواست داروی اتلس را تأیید کرد.

do not stop taking atlase abruptly without medical advice.

بدون مشورت پزشکی، به طور ناگهانی مصرف اتلس را متوقف نکنید.

this package contains a thirty-day supply of atlase capsules.

این بسته شامل مقداری از کپسول‌های اتلس برای ۳۰ روز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید